پارت

پارت ۱۲

ابیل : اسمش کیانه؟

رزت: نه بهم گفت به خاطر اینکه اسمش برای من سخته کیان صدا کنم

ابیل : اها

کامیلان : هی ابیل شنیدم میگن بچه ها دوست های خیالی دارن((زمزمه))

رزت : کیان دوست خیالیم نیست
اون موهاش سیاهه و با چشم های سیاه قرمز

ابیل : من همچین کسی نمیشناسم


کامیلان منم همینطور

* دیگه کم کم دارم مطمعن میشم فقط منم کیان رو میبینم *

رزت : من میخوام برم داخل

ابیل : چیزی شده

رزت : نه

* رفتم داخل قصر خیلی تو فکر بودم *

*رفتم تو اتاقم باید تا شب صبر میکردم که بتونم برم گلخونه ی شیشه ای *

//پرش زمانی به نصف شب //

* تقریبا همه خوابن * .

رزت : باید برم گلخونه شیشه

* رسیدم به گلخونه ی شیشه ای *

رزت : کیاننننن((فریاد))

کیان : شب خوش
دیدگاه ها (۰)

پارت ۱۳ رزت : سلام کیان : چیزی شده؟ رزت : نه فقط اینکه چرا م...

پارت ۱۴ //* حس کردم تخت تکون خورد *رزت : عه وااا واقعا داره ...

پارت ۱۲ *همینطوری داشتیم قدم میزیم که *کامیلان : هی ابیل بیا...

پارت ۱۱ * استرس گرفتم * رزت : فیونا فیونا : بله رزت : خوش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط