. nanioushan.co:

. nanioushan.co:
لحظه ی وداعمون اون روز تماشایی بود

تو سکوتِ هر دو فریادِ بی‌فردایی بود

آهِ سینه‌سوز ِ تو , هق‌هق ِ گریه‌های من

لحظه ی سرودن ِ سرودِ تنهایی بود

بغض راهِ نفسم رو بسته بود

بین ما پرده ی اشک نشسته بود

جمله ی هرگز فراموشم نکن

تو گلوم شکسته بود

تو گلوم شکسته بود

هنوزم تا که هنوزه بی منی و من باهاتم

توی جنگل, لبِ دریا دنبالِ جای پاهاتم

توی این همه هیاهو دنبالِ زنگ صداتم

هنوزم که تا هنوزه عاشقِ خاطره هاتم

یادمه خوب یادمه واسه آخرین نگاه, واسه آخرین کلام, گریه فرصت نمی‌داد

واسه ی گفتنِ خداحافظِ تو, اشک می‌ریخت, مهلت نمی‌داد… نمی‌داد

بغض راهِ نفسم رو بسته بود

بین ما پرده ی اشک نشسته بود

جمله ی هرگز فراموشم نکن

تو گلوم شکسته بود

تو گلوم شکسته بود
دیدگاه ها (۱)

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.5 (روایت از زبان ا...

رمان رویای او وقسم به تمام مقدساتم که تو رویای منی 🫀*رزا*با ...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p77..............صبح، قلعه آروم‌تر از هم...

dark life = 33

╭─────────────── 🥺 ───────────────╮✦ پارت ۸۸| آخرین شب کنار ...

وقتی سرطان داشتی اما...دوتا برگه توی دستای لرزون بود..برگه ی...

part : 53chapter : 2وقتی که به جای ویلیام .. استیو کنارم نشس...

True Love③①ا/ت: تهیونگتهیونگ: جانما/ت: من الان لباسی ندارم ه...

چندپارتی نامجون

پارت ۷

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط