و هر شب بر تربت چشمانت

‌و هر #شب بر تربت چشمانت
#بوسه می زنم
و از شراب گیسوانت می نوشم
و انقدر مست می شوم
که در #آسمان.خیالم تو را
بر صدر می نشانم


💖
دیدگاه ها (۵)

شهرخاکستری من،رنگ غم دیگه گرفتهپر شد از حسرت و خواهش،نفسش دی...

ای ز عشقت این دل دیوانه خوشجان و دردت هر دو در یک خانه خوشگر...

هم گلستان خیالم ز تو پر نقش و نگارهم مشام دلم اززلف سمن سای ...

ای بهترین بهانه ی زندگی امدر دورترین فاصله هاای ناب ترین حس ...

بوسه ام داغ است و بی پروا، کجا بگذارمش؟روی لبها یا که بازو ه...

نهنگ ها خودکشی می کنند ، حتما شنیده‌ای . بی هیچ دلیلی خودشان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط