نشسته بودم جلوی تاکسی

نشسته بودم جلوی تاکسی
یه دخترو پسرم عقب نشسته بودن که یه دفعه دختره جیغ کشید "دستتو بکش بیرون کثافت"!!!!
.
.
.
.
.
.
راننده هم کوبید رو ترمز پسررو از ماشین کشید پایینو یه دل سیر زدش...
سوار ماشین که شد از دختره پرسید خانوم،پسره چیکار کرد؟
دختره گفت:آشغال دستشو تا ته کرده بود تو دماغش
من 
راننده
دیدگاه ها (۶)

خواب بودم، خواب ديدم مرده امبي نهايت خسته و افسرده امتا ميان...

★★★★★.کسی درکم نکردجزپیراهن کهنه قدیمی ک هرقدربزرگترشدم محکم...

خااااااااهش بخووونید پسری متوجه شد که 5 دقیقه دیگر میمیرد ؛ ...

داستان دختری که خدا از او عکس می‌گرفت! - داستان دختری که خدا...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_79بعد از کلاس خارج شد ..سپنت...

مربی موتور سوار

" پرواز قوها "" 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت ۵۷ویو راوی نورا چن...

لبخند قاتلپارت²⁶ویو سلیناز وقتی از خونه بیرون اومده بودم، حس...

سناریو درخواستی.از اعضاس،وقتی ا.ت مست کرده،یادشه وه دوست پسر...

ابلیس

True Love①(عشق واقعی) مکان: بارا/ت:من باید برم خونه دیروقته ...

نام: قرارداد نفرتPart:72صبح همان روز...اتاق پرونده‌ی اداره‌ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط