*راز دل*

*راز دل*

کیهان:
بانو خانم سری تکون داد وگفت : ولی آقا کیهان این ...
- نمی خوام فکر کنید قصد دیگه ای دارم بخاطر خود ماه وش ارزشش بالاتر از این چیزهاست
ماه وش نگاهم کرد وگفت : نه یه چیزی که ارزش معنوی داشته باشی نه مالی
- چی مثلا ؟!
ماه وش : نمی دونم ولی من این چیزی که شما می گید رو قبول ندارم فکر نکنن بخاطر ثروتت بوده
- نظر کسی برام مهم نیست زندگی خودمه مال خودمه راضی شو مامان بانو
بانو لبخندی زد وگفت : هر کاری خودت کردی ما هم راضی هستیم
ماه وش : ولی مامان
- ولی نداره دیگه بیا امضا کن
وکیلم لبخندی زد وگفت : اولین باره همچین چیزی می بینم
ماه وش : میشه یه لحضه باهات حرف بزنم
بلند شدم پشت سرش رفتم کنار پنجره وایساد وگفت : حداقل بگید نصف خونه مگه مهریه سکه نیست؟!همون کافیه دیگه
- اگه نظراتم مهمه برات قبول کن
نگاهم کرد وگفت : اگه نظرات من مهمه قبول نمی کنم
- ماه وش لج بازی نکن دیگه زیاد وقت نداریم .حداقل بگو خودت چی تو نظرته
ماه وش: همون سکه کافیه
- اخه چرا انقدر کم
ماه وش : دیگه اعتراض نکن
- تو عمرم ادم به لج بازیت ندیدم
خندیدوگفت : خوبه دیگه بریم
برگشتیم وکیلم لبخندی زد وگفت : چی شد امضا می کنید
ماه وش : همون چهارده سکه
دلخور نگاش کردم ولی اون راضی بود وقتی خودش می خواست من چیکار می تونستم بکنم .
همراه وکیلم تا بیرون رفتیم از کارای فانی پرسیدم گفت به زودی ازاد میشه کیارشم همینطور فقط باید ماه وش رضایت می داد
دوست نداشتم فعلا ماه وش بفهمه برگشتم داخل بانو نبود وماه وش داشت ظرف های پذیرای رو جم جور می کرد
- اگه لج نمی کنی بپوش تا بریم خرید
نگاهم کرد وگفت : خرید چی ؟!
- چیزای که برای یه عقد لازمه دیگه به مامانت ومستانه هم بگو اگه دوست داشتن بیان
ماه وش : مستانه که نیست مامانم داره آشپزی می کنه
- پس آماده شو تاباهم بریم
وایساده بود نگاهم می کرد
- چیه حرف بدی زدم ؟!
ماه وش : نه فقط نمی تونم عادت کنم
- هنوز که اتفاقی نیفتاده بخوای عادت کنی ‌ منم میرم لباس می پوشم
لباس پوشیدم ویکم عطر زدم ورفتم پایین تو حیاط منتظر موندم با مهران حرف می زدم که حواسش به خونه باشه
- من آماده ام
برگشتم با دیدنش با اون لباس لبخندزدم رنگ آبی خیلی بهش میومد نشستیم تو ماشین واز خونه اومدم بیرون
دیدگاه ها (۱)

کپشن مهمه

╭─────────────── 🌷 ───────────────╮✦ پارت ۱۰ | دیگه فقط همسا...

رمان :{ تا وقتی که عاشقت شدم }

#پارت_4من (با لبخند کمرنگ): «دیگه دیر نمی‌کنی؟»کوک خندید و م...

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑻𝒘𝒐 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ³⁷ویو میکا_____دستمو برد...

🍷🌹…………………………پارت۱۲…………………………🌹🍷#معشوقه_آلفا.....................

Do I love him, or do I hate him?p:³رفتم جلوی در مهد کودک تا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط