دیگر نای نوشتن ندارم

دیگر نای نوشتن ندارم


خسته شدم از عاشقانه های بی ثمری که بر روی کاغذ ثبت می کنم
باید رفت
خوابید تا ابدیت
ابدیتی خارج از تصور زمان
باید رفت جایی فراتر از مرگ
آغوش یار که نشد شاید خدا مرا در آغوشش آرام کند ...

👤 سجاد_بیرامی
دیدگاه ها (۳)

Custom bride part : 11

تکاپو پارت 108:امیدوارم اشتباه باشه🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍چند ساعت از باز...

.....پارت هفدهم.....

✦ اولین گناه ✦فصل هفدهم: جایی که هیچ‌کس نمی‌آید---مهمان‌خانه...

پارت ۳۶ — «حقیقتی که کسی نمی‌خواست بشنود»همان شب، یورا را به...

FALLEN ECHOESPart 12هیونجین وقتی از ساختمان متروکه خارج شد، ...

P : 8

p13

مـــرا بـه رنـــگ آبـی دربـیــاور ۱۸" در آغوش رویای آبی ات "...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط