اشکی نمانده است،بغضی که بمب شد

اشکی نمانده است،بغضی که بمب شد
شاعر مغازه بود،دائم پلمپ شد
یک پنجره نبود،دیوار شد صدا
هر زن ترانه شد،در خون خود ندااااااا...!
دیدگاه ها (۹)

(#قرمز_ممنوع ❤️#part¹⁶﴿ویو تهیونگ﴾همه‌چیز در یک لحظه متوقف ش...

این نه ترانه، که صدایِ خُرد شدنِ استخوانِ مافیاست.در دورانی ...

فراتر از خویش

خیز و توافقی کن، تغییر ده فضا راهرکس مخالفت کرد، فوری بِبُر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط