برای تو و خویش چشمانی آرزو می کنم

برای تو و خویش چشمانی آرزو می کنم
که چراغ ها و نشانه ها را در ظلماتمان ببیند،
گوشی که صداها و شناسه
ها را در بیهوشیمان بشنود،
برای تو و خویش روحی که این همه را در خود گیرد و بپذیرد
و زبانی که در صداقت خود ما را از خاموشی خویش بیرون کشد
و بگذارد از آن چیزها که در بندمان کشیده است
سخن بگوییم.


#مارکوت_بیگل
#احمدشاملو
دیدگاه ها (۱)

آیدا بگذار بی مقدمه این راز را با تو در میان بگذارم که من ،...

....باورت بشود یا نه ...روزی می رسد ...که دلت برای هیچ کس به...

یادش بخیر.

مرا هزار امید است و هر هزار توییشروع شادی و پایان انتظار توی...

دلتنگی های آدمی را باد ترانه ای می خواندرویا هایش را آسمان پ...

خودِ ‌ها دیگر تصویرِ آشنایی از من ندارند؛ انگار غباری از سال...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط