love or friend

love or friend
part18

صبح
منو میرا رفتیم دانشگاه
میرا: وایی دختر
ا/ت: چیشده
میرا: مگه دیشب نخوابیدی چرا اینقدر دور چشمات گود شده
ا/ت: خیلی معلومه
میرا: زیادی نه بیا بریم
منو میرا داشتیم میرفتیم تو راه تهیونگ و گووان دیدیم
میرا: بریم باهاشون سلام کنیم
ا/ت: نه
میرا: بریم ا/ت
خودشون اومدن سمتمون
گووان: سلام هم دانشگاهی
ا/ت: سلام
میرا: سلام من میرا هستم
گووان: منم گووانم
میرا: تهیونگ سلام
تهیونگ: منو از کجا میشناسی
میرا: اسمتو شنیده بودم
تهیونگ: گووان بریم
میرا: چش بود
ا/ت: نمیدونم بیا بریم سر کلاس
رفتیم سرکلاس نشستیم تا استاد اومد خیلی نگران تهیونگ بدم اخه چطوری میتونم بهش بگم که میرا از تو خوشش میاد او میخواد چی بگه
میرا: ا/ت امروز بریم گردش شب بریم خونه
نمیخواستم دلشو بشکونم
ا/ت: باشه بریم

بعد از دانشگاه
منو میرا رفتیم بیرون
ا/ت: میرا باید بهت یه چیزی بگم
میرا: چی میخوای بگی ولی ا/ت باورت میشه هنوز هیچ خبری بینمون نیست احساس میکنم دلم براش تنگ شده
ا/ت: کی؟
میرا: حواست کجاست تهیونگ میگم
ا/ت: اها میرا حالم خوب نیست میشه من برگردم خونه
میرا: باشه برو مراقب خودت باش خدافظ
ا/ت: خدافظ
برگشتم خونه

#فیک
#سناریو
دیدگاه ها (۱۱)

love or friend part19چند روز بعد هرروز به یه بهونه ای تهیونگ...

love or friend part20مامانم اومدم: سلام خوش اومدین بفرمایید ...

love or friend part17گوشیم پیام اومدتیهونگ: اماده ایوایی یاد...

love or friend part16 چند ساعت بعدتو خونه نشسته بودم تهیونگ ...

#پارت۱۲رییس مافیایی من⛓🖤❤️‍🔥من عاشقت شدم ا/ت من خیلی وقت بو...

#مافیای_منپارت هفتمویو بار: هممون نشسته بودیم و داشتیم حرف م...

love Between the Tides⁷⁰فردا داخل کافه بودم داشتم کیک ها و د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط