بازی درخون 🍷🗡

بازی درخون 🍷🗡
پارت صدچهار🍷🗡



دستمو دوباره گرفت
به برگایی که ریخته بود نگاه کردم
سردم بود

یه لحظه وایساد
برگشتم سمتش تا ببینم چیکار می‌کنه دیدم
پیراهنش و درآورد
چشمام گرد شد

درست بود زیر لباسش تیشرت داشت
ولی چرا داشت ل خت میشد

متعجب پرسیدم
+ چیکار می‌کنی

پیراهنش و جلوی روم گرفت
_یه ربع می‌خوایم راه بریم سرما میخوری اینو تنت کن!

مردد نگاهش کردم
پیراهنش حکم سویشرت و داشت برام

لب زدم
+پس خودت چی؟

لبخند کجی زد
_من‌ سردم نیست جوجه؛ بعد بدن منو با خودت مقایسه میکنی؟

با حرفاش قانع شدم

اون یه مرد هیکلی بود
و من یه دختر ریزه میزه

معلومه که به این اسونیا سرما نمیخوره

گرفتم از دستش
تنم کردم

لب زدم
+پاییز اینجا چه قنشگه
دیدگاه ها (۱)

Do I love him, or do I hate him?P³³ویو جونگکوکساعت ۱۱ شب بود...

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "32""ویو جئون آنجلینا"حوصل...

Part ¹³ویو لیلی لب زدم+ خب خدمت کار یه خدمت کاره اربابم یه ا...

like swan 🦢#like_swan𝑃𝑇 12ویو نامجون:ات روبه‌روم نشسته بود و...

╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 2«ویو ا.ت»یه مردی پشت میز نشسته بود و سرش پایین بود...

«پارت بعدی در راه است… ⏳✨شرط انتشار سریع:✅ ۱۵ لایک✅ ۲۰ کامنت...

شاهکاری به نام دروغ

𓂃 ࣪˖ ִֶָ ˖ وقتی هم منشیش بودی و هم زنش...💜🪻🪽╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕‌ 𝟕منم ن...

پارت دومویو جونگکوک از خواب بیدار شدم چی؟ اینجا کجاست؟ اه اح...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁹⁹فنجون قهوه‌ش از دستش افتاده بود و دست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط