بازی درخون

بازی درخون 🍷🗡
پارت صدچهار🍷🗡



دستمو دوباره گرفت
به برگایی که ریخته بود نگاه کردم
سردم بود

یه لحظه وایساد
برگشتم سمتش تا ببینم چیکار می‌کنه دیدم
پیراهنش و درآورد
چشمام گرد شد

درست بود زیر لباسش تیشرت داشت
ولی چرا داشت ل خت میشد

متعجب پرسیدم
+ چیکار می‌کنی

پیراهنش و جلوی روم گرفت
_یه ربع می‌خوایم راه بریم سرما میخوری اینو تنت کن!

مردد نگاهش کردم
پیراهنش حکم سویشرت و داشت برام

لب زدم
+پس خودت چی؟

لبخند کجی زد
_من‌ سردم نیست جوجه؛ بعد بدن منو با خودت مقایسه میکنی؟

با حرفاش قانع شدم

اون یه مرد هیکلی بود
و من یه دختر ریزه میزه

معلومه که به این اسونیا سرما نمیخوره

گرفتم از دستش
تنم کردم

لب زدم
+پاییز اینجا چه قنشگه
دیدگاه ها (۱)

بازی درخون 🍷🗡پارت صد. پنج🍷🗡زیر لب زمزمه کرد مثل تو!ولی زمزمه...

بازی درخون 🍷🗡پارت صدشیش🍷🗡سریع رفتم بیرون با همون حوصله که دی...

بازی درخون 🍷🗡پارت صدسه🍷🗡خندید فقط بهم عاشق این خنده هاش بودم...

بازی درخون 🍷🗡پارت صددو🍷🗡با دیدن حجم خریدا ابرو بالا انداخت+ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط