.چه صدائیست که پیچیده

.چه صدائیست که پیچیده
در این جنگل مرگ ؟
چه کسی تیشه بر این
شاخه ی افتاده زمین می کوبد؟
این تبر مال تو نیست؟
دستها آن تو نیست ؟
تو چه محکم و چه کاری و چه با عشق!
به من شاخه ی افتاده ی
خشکیده تبر میکوبی .
دیدگاه ها (۱)

ﺁﺩﻣﯽ ﺳﺎﻋﺖ ﺷﻨﯽ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ؛ﺳﺮ ﻭ ﺗﻬﺶ ﮐﻨﯽﻭ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺍﺯ ﺍﻭﻝ ﺷﺮﻭﻉ ﺷﻮﺩ!!...

.......

"چرا همیشه میگویند سکوت نشانه رضایت است؟!!!چرا نمیگویند،نشان...

مزرعه را ملخ ها جویدند...وما برای کلاغ ها مترسک ساختیمواین ب...

نیمه‌شب است؛ از آن ساعت‌هایی که سکوت، سنگین‌تر از همیشه بر س...

باید   برای   وصف   تو   تا  کی غزل نوشتوقتی   برای  از  تو ...

منو شبنم دورت بگردم ماه دلم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط