بی مهری و آزار و غم از عشق کشیدم

بی مهری و آزار و غم از عشق کشیدم
دلخسته تر از باد خزان از تو بریدم
تا باغ غمت هست من از شادی عالم
هرگز ثمری را به خداوند نچیدم
آشفته تر از عقربه ها کوچه به کوچه
دنبال تو و خاطره های تو دویدم
هر چند حیا میکند از بوسه ی ما دوست"
من پرده ی این شرم و حیا را بدریدم
تو ساحل عشقی و منم شور و شر موج
دنبال تو افتادم و هرگز نرسیدم
دیدگاه ها (۳)

‍ مثلِ شمعی سوختم آهسته هر شب پای توتا به آرامش رسیدم از تو ...

ذات پائیز غمگین استهر چقدر هم که همه چیز آرام،هر چقدر هم که ...

وقتی که نمیخوابم یعنی که تو اینجایییعنی که نخوابم تا ، شاید ...

در میان خاطراتم با تو خلوت می کنم بی قرار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط