پارت 5 Golden Trouble

پارت 5 Golden Trouble
.
صدای قدم‌های جونگکوک هنوز از انتهای راهرو شنیده می‌شد.

تهیونگ چند لحظه بی‌حرکت ماند، بعد بدون اینکه به هانا نگاه کند گفت:

«من نمی‌تونم همین‌جا بشینم.»

هانا ابرو بالا انداخت.

«جونگکوک گفت بمونی.»

«منم گفتم نمی‌مونم.»

هانا نفسش را با کلافگی بیرون داد.

«تو همیشه این‌قدر حرف‌نشنوی؟»

تهیونگ لبخند زد.

«فقط وقتی یکی بهم دستور می‌ده.»

قبل از اینکه هانا جواب بدهد، صدای باز شدن در انتهای راهرو آمد.

هر دو برگشتند.

جونگکوک بود.

اما این بار لبخند روی صورتش نبود.

«گفتم اینجا بمون.»

تهیونگ دست به سینه ایستاد.

«و من گفتم چرا.»

جونگکوک چند ثانیه نگاهش کرد.

«چون کسی که دنبال این پرونده‌ست، ممکنه دنبال تو هم باشه.»

تهیونگ برای لحظه‌ای ساکت شد.

«چیزی پیدا کردی؟»

جونگکوک پوشه‌ای را بالا آورد.

«آره.»

هانا نزدیک‌تر رفت.

«چی؟»

جونگکوک پوشه را باز کرد و عکسی روی میز کنار راهرو گذاشت.

تصویر مربوط به دوربین پارکینگ بود.

هانا با دقت نگاه کرد.

«این ماشین...»

تهیونگ جلو آمد.

«مال منه.»

جونگکوک سر تکان داد.

«می‌دونم.»

تهیونگ نگاهش را از عکس گرفت و به او دوخت.

«چرا ماشین من توی پرونده‌ست؟»

جونگکوک آرام گفت:

«چون سونگ‌هو شب ناپدید شدنش، با همین ماشین از شرکت خارج شده.»

سکوت سنگینی افتاد.

تهیونگ به عکس خیره ماند.

«ولی من کلید ماشینم رو به کسی ندادم.»

جونگکوک گفت:

«پس یکی بدون اجازه‌ات برداشته.»

تهیونگ زیر لب گفت:

«عالیه... واقعاً عالیه.»

جونگکوک قدمی نزدیک‌تر آمد.

«تهیونگ.»

«چی؟»

«امشب تنها نرو.»

تهیونگ این بار جواب تندی نداد.

فقط نگاهش کرد و گفت:

«تو خودت چی؟»

جونگکوک مکث کرد.

«من چی؟»

«تو هم تنها نرو.»

برای اولین بار، جونگکوک چیزی برای جواب دادن نداشت.

هانا نگاه کوتاهی بین آن دو انداخت و گفت:

«فکر کنم بهتره قبل از اینکه دوباره چیزی ناپدید بشه، بریم دفتر.»

جونگکوک سر تکان داد.

تهیونگ هم راه افتاد.

اما درست قبل از اینکه وارد دفتر شوند، جونگکوک آرام کنار گوشش گفت:

«پس قرارمون اینه؛ هیچ‌کدوم تنها نمی‌ریم.»

تهیونگ نگاهی به او انداخت.

«قرار؟»

جونگکوک لبخند خیلی کوتاهی زد.

«همکاری.»

تهیونگ هم لبخند زد.

«هرچی تو بگی.»

و هیچ‌کدامشان متوجه نشدند که هانا، چند قدم عقب‌تر، تمام این گفت‌وگوی کوتاه را شنیده بود.
#Golden_Trouble #فیکشن_تهکوک #فیکشن #رمان #فیک #رمان_تهیونگ
دیدگاه ها (۰)

پارت 4 Golden Trouble .KIM TAEHYUNG — CONFIDENTIAL__________...

پارت 3.جونگکوک.تهیونگ چند ثانیه همان‌جا ایستاداسم برایش آشنا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط