| از تو تا ابدیت | فصل اول ~ میارو 1 ~ چپتر اول

َریو : آقایون داداشا
خانوما آبجیام جمع کنید بریم

هیموری: پس پیش به سوی همایش و فراتر از آن

کوکو : فراتر ازش میشه کجا؟

هیموری : نمیدونم

زیکا : ولی من هنوز با بخش مشاور شدن ریو نمی تونم کنار بیام

ریو : با چیش نمیتونی کنار بیای؟

زیکا : ببین من تو طول زندگیم یه بار نه ازت مشاوره گرفتم نه درد و دل کردم

ریو : نه ببین این دلیل نمیشه که ت.....

ریو هنوز حرفش تموم نشده بود که ریندو که سرش تو موبایل بود پارازیت انداخت و گفت : حاجی چهار روز دیگه ولنتاینه

زیکا که یقه ی ریو رو ول میکنه و حق به جانب میشه و میگه : دِ آخه ریندو
قربونت بشم من
فدات بشم من
کی اینجا از سینگلی در اومده که ولنتاین براش مهم باشه
تو و داداشت که هیچی
دور اون زلف صورتی هم خط بزن
کاکو هم که هیچی
ریو هم اگه میخواست زن بگیره خیلی وقت پیش گرفته بود
هیموری هم که هیچی از این چیزا سرش نمیشه
کوکو هم ته تهش بره سر قبر آکانه گل بزاره

ران : قانع کننده بود

ریو : خب مایکی هم اومد گورمونو گم‌ کنیم بریم


اندرون لیموزین

ریندو : خب آقای هاجیمه
آدرس کجاست ؟

کوکو : همایش مافیای سرخ
رئیسش هم میازوکه

و حضار باهم زر زر چیز.. میحرفیدند که رسیدن همایش

( خب خوانندگان عزیز رسیدیم به یکی از حساس ترین سکانس های فصل اول )

و بونتن وارد عمارت مافیای سرخ میشن
هیموری به زیکا نگاه میکنه و آروم در گوش هایتانی ها و سانزو میگه : ببینید
وقتی زیکا با این حالت عنیبیه و مردمک و ميزان پوکر فیس بودن یعنی قرار نیست اتفاق جالبی بی افته (جمله بندیم عالیه)

سانزو : بعد اون وقت اینارو از کجات در میاری؟

هیموری : چشمان زیکا نوشته ی هیموری کیوکا

ریندو : کتابش هم کرده

اعضا در حال کل کل کردن باهم بودن

که میازوک از راه رسید

میازوک : سلام و ( شیطونه میگه همین سلام و تبدیلش کنم به سخنرانی اداری ) سلام بر میهمانان عزیز

آقا اینا حرف شانو میزنن که میازوک میگه : خب بدون حرف اضافه بریم سوال اصل مطلب
من برای کسب و کار خانوادگی و کل سود و پولشو میزارم وسط و میخوام این درخواست رو از جناب مایکی بکنم
آیا حاضر هستید با دختر من ازدواج کنید؟

..................................................................

آقا اون پشت داخل پشت صحنه زیکا داره منو پاره میکنه

خب واکنش اعضا بمونه واسه پارت بعد
دیدگاه ها (۰)

ریو : .......زیکا : کاکو حرف گوش میدهبچه آرومیهرو مخش نمیریا...

| ازتو تا ابدیت | فصل اول ~بخش دوم ~ چپتر ششم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط