مثل گیسویے ڪہ باد آن را پریشان می‌ڪند

مثل گیسویے ڪہ باد آن را پریشان می‌ڪند
هر دلے را روزگارے عشق ویران می‌ڪند
دیدگاه ها (۵)

تا لب من خاک‌بوس کوی توستهردم از لب بوی جان می‌آیدمگر قدم بر...

جمعه ها شعرِ من انگار تو را می خواند قلم و کاغذ و خودکار تو ...

تمامِ دین و دنیایم، فدای دردِ سرهایتچه دردی میکشم وقتی، که د...

‌ ‌‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌چہ داری در نڪަاهٹ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ڪہ مܢܚتم ...

موسیقی

سهم من از تودلتنگے بے پایانی‌ستڪه روزها دیوانه ام می‌ڪندشب‌ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط