حق من نیست که این گونه پریشان باشم

حق من نیست که این گونه پریشان باشم
حق من نیست که این گونه هراسان باشم

شب به دنبال «من» خویش ، ‌به هر جا بروم
روز ، از سایه ی خود نیز گریزان باشم

من که در سینه ی خود یک دل عاشق دارم ،
حق من نیست چنین بی سر و سامان باشم

من که هرگز نرساندم به کسی آزاری ،
حق من نیست که در رنج فراوان باشم

کاش ای مرگ بیایی و مرا دریابی
حق من نیست که از چشم تو پنهان باشم 
دیدگاه ها (۴)

سکوت کن..!هنگامیکه نمیدانی چه بگویی، چه پاسخ دهی و یا چطور ب...

در اﯾﻦ ﺷﻬﺮ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ﻫﺎ رﻧﮓ ﺳـــﮑـــﻮت ﮔﺮﻓﺘﻪ اﻧﺪ زﯾﺒﺎﯾﯽ ﻫﺎ ﺧﻮا...

امشب ای ماه کجایی که دلم غمگینستدیده بگشا که مرا آمدنت تسکین...

دلم گرفته ، ای دوست ! هوای گریه با من/گر از قفس گریزم ، کجا ...

​ما، اسیرانِ این نقاب‌های زیبا هستیم؛ محکومیم که در اوجِ شکس...

​ما، اسیرانِ این نقاب‌های زیبا هستیم؛ محکومیم که در اوجِ شکس...

جزء الذی لایتجزی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط