:

:
من بَمَم...
ویرانه ام...
اما هنوز...
عشق تو در سینه ام...
جُم می خورَد.
دیدگاه ها (۱)

:تنهاییتفسیرِ ساده اشخودِ من میشود که در شلوغیِ شهر تنها مو...

تن تو...منطقه ی مین... و لبم سربازیست... که... جوان است...و ...

:بعد از تو...ما... باز هم خندیدیم اما...یک پای خنده‌هایمان ه...

گریه جدا و خنده جدا خاک می‌خورداحساس من به لطف شما خاک می‌خو...

شوق دیدار توسر رفت زِپیمانه ی ماکِی قدم می نهیای شاه به ویرا...

وایی تو این سکانس اشک تو چشام جم شد 😢😟

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط