امروز هم به رخوت بی بادگی گذشت
آری گذشت! مستی دلدادگی گذشت

در آتش خیال تو با خود قدم زدم
دوران عاشقی به همین سادگی گذشت

می دانم ای فرشته ڪه باور نمی ڪنی
شب های قصه گویی و شهزادگی گذشت

روزی ز چشم مردم و روزی به پای تو!
عمر مرا ببین که به افتادگی گذشت

شرمندۀ توایم و سرافراز از اینڪه عمر
-گر دین نداشتیم- به آزادگی گذشت
دیدگاه ها (۱)

دلتنگی ‌ام را به کی بگویم ...؟ وقتی نیستی، تا کجا راه بروم ....

چون شیشه شدم بعدِتو ای‌عشق شکستمبـا دیده یِ پُـر خون به رهت ...

بـه  "بـی کـسـی " هـای هـر کـسـی سـر زدمیـک "تـــو" در زنـدگ...

گاهـــــــــی وقتا . . .خدا دســـــــت بعضیـــا رو جوری برات...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط