تامل کن

تامل کن
و آبشار را به یاد آر
که چنین با صلابت
می ریزد
و باز نمی گردد
چون عمر رفته ما
دیدگاه ها (۰)

چه گویی با من مجنون که گوید حال خود یک شب چو او را دیده‌ام ر...

آن یار پری روی که زود از بَرِ ما رفتاز ما گذر کرد ندانیم به ...

پوستی‌ام دور مانده من ز گوشتچون ننالم در فراق و در عذابمی‌نا...

من در او خیره و دیوانه و شیدا مانده وز لطافت همه چون سرو به ...

اگر مجنون نمی بودم چی می شد هیدل پر خون نمی بودمچی می شد هیز...

هر چه آید به سرم باز بگویم گذرد ،وای ازین عمر که با می گذرد ...

آبشار‌#کهگیلویه‌وبویراحمدابشار بهرام بیگی😍:‌‌حال خوب نصیب دل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط