يارو تو اتوبوس هي الکي ميخنديده ؛
يارو تو اتوبوس هي الکي ميخنديده ؛
يکي ازش پرسيد چي شده؟
گفت: دارم جک هايي رو که شنيدم با خودم مرور ميکنم...!!
همين جوري چند دقيقه ميگذره يهويي چنان بلند ميخنده که همه نگاهش ميکنن....
روي زمين غلت ميزنه ، کلّشو ميکوبه به ديوار، شده بوده لبو.....
همون مرده ازش پرسيد:چي شده؟
باخنده شديد گفت: اينو تا حالا خودمم نشنيده بودم....
يکي ازش پرسيد چي شده؟
گفت: دارم جک هايي رو که شنيدم با خودم مرور ميکنم...!!
همين جوري چند دقيقه ميگذره يهويي چنان بلند ميخنده که همه نگاهش ميکنن....
روي زمين غلت ميزنه ، کلّشو ميکوبه به ديوار، شده بوده لبو.....
همون مرده ازش پرسيد:چي شده؟
باخنده شديد گفت: اينو تا حالا خودمم نشنيده بودم....
- ۲۰۲
- ۳۱ مرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط