وقتی که کنارم زدی از زندگی ات
وقتی که کنارم زدی از زندگی ات
یک جورِ بد احساسِ حقارت کردم
شاید که به گوشَت نرسیده، اما
فحش و بد و بیراه نثارت کردم
پایِ تو گناهانِ من افتاده، اگر
هر بار به هر زنی خیانت کردم
پشتِ سرت آن قدر بدی گفتم که
در خلوتم احساسِ خجالت کردم
با هر که شبیهِ تو نگاهم می کرد
خوابیدم و اظهار ارادت کردم!!!
وقتی که شدم عروسِ مردی دیگر
با نقشه تظاهر به نجابت کردم
زخمی که زدی به من ولی خوب نشد
هر چند به وضعیتم عادت کردم
عادت که نه_چون من متلاشی بودم
هر وقت خودم را که قضاوت کردم
حالا من و قرمزیّ ِ خون _دنیا را_
از شرّ ِ خودم یکدفعه راحت کردم
یک جورِ بد احساسِ حقارت کردم
شاید که به گوشَت نرسیده، اما
فحش و بد و بیراه نثارت کردم
پایِ تو گناهانِ من افتاده، اگر
هر بار به هر زنی خیانت کردم
پشتِ سرت آن قدر بدی گفتم که
در خلوتم احساسِ خجالت کردم
با هر که شبیهِ تو نگاهم می کرد
خوابیدم و اظهار ارادت کردم!!!
وقتی که شدم عروسِ مردی دیگر
با نقشه تظاهر به نجابت کردم
زخمی که زدی به من ولی خوب نشد
هر چند به وضعیتم عادت کردم
عادت که نه_چون من متلاشی بودم
هر وقت خودم را که قضاوت کردم
حالا من و قرمزیّ ِ خون _دنیا را_
از شرّ ِ خودم یکدفعه راحت کردم
- ۷۸۹
- ۱۶ مرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط