وقتی که کنارم زدی از زندگی ات

وقتی که کنارم زدی از زندگی ات
یک جورِ بد احساسِ حقارت کردم

شاید که به گوشَت نرسیده، اما
فحش و بد و بیراه نثارت کردم

پایِ تو گناهانِ من افتاده، اگر
هر بار به هر زنی خیانت کردم

پشتِ سرت آن قدر بدی گفتم که
در خلوتم احساسِ خجالت کردم

با هر که شبیهِ تو نگاهم می کرد
خوابیدم و اظهار ارادت کردم!!!

وقتی که شدم عروسِ مردی دیگر
با نقشه تظاهر به نجابت کردم

زخمی که زدی به من ولی خوب نشد
هر چند به وضعیتم عادت کردم

عادت که نه_چون من متلاشی بودم
هر وقت خودم را که قضاوت کردم

حالا من و قرمزیّ ِ خون _دنیا را_
از شرّ ِ خودم یکدفعه راحت کردم
دیدگاه ها (۳)

گفته بودی درد دل کن گــــــــــاه با هم صحبتیکو رفیق راز دار...

از تو سڪوت مانده و از من، صداے توچیزے بگو ڪہ من بنویسم به جا...

رویای قشنگم ، نازنینم، بهترینم. عشقم. با توام ، با تو، دنیای...

همه را غیر تو ای کاش رها می کردمکاش یک بار فقط کار بجا می کر...

پارت ۱ نگاهی به حلقه ی روی میز انداختم پنج ماه شده بود ! پنج...

My lovely neighbor part : ۵۴

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❾زندگی برای اینکه یکباردوستت داشته باشم خیلی کوت...

پارت پنجاه و هفتمرمان دیدن دوباره ی توبالاخره رسیدیم خونه......

"فَِاَِکَِرَِ رَِوَِاَِنَِیَِ وَِلَِیَِ عَِاَِشَِقَِ"پارت ۳

ازدواج از روی اجبار p14

فصل دوم قسمت ۳ ادمین ویوجیمین اون شب کنار ات موند و کنارش خو...

𝓜𝔂 𝓣𝓪𝓽𝓽𝓸 𝓐𝓻𝓽𝓲𝓼𝓽 ¹[𝓹𝓪𝓻𝓽 ⁸]*کوک ویو*موقعی که ا/ت دوباره داشت ت...

فیک کوک(عشقی ک از اول دیوانگی بود)پارت ۶۴من(کوکی):هیونگ من ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط