my little carrot
"my little carrot"
پارت دوم
با حرفش جا خوردم جدی داره میگه؟!
؟: میخوای دوباره بازی کنی ولی اینبار پول بیشتری ببری پولی که بتونی باهاش کل بدهیاتو پرداخت کنید و باهاش کل دنیا رو سفر کنی؟
با حرفی که زد نزدیک بود از خوشحالی بال دربیارم
+معلومه ...الان بازی میکنیم یا بعدا؟
با حرفم لبخند روی لبش نشست لبخندی که باعث شد تردید بزرگی ته دلم رخ بده
کارتی رو از جیبش درآورد و داد بهم جلوی کارت ی شماره بود و پشتش وایسا
سه تا شکل هندسه؟
مثلث مربع دایره؟
؟: اگر میخوای بازی کنی به این شماره زنگ بزن
نگاهی به شماره کردم شماره ی عجیبی بود فک کنم خارجی بود
+این شماره یکم... عه وا کجا رفت؟
سرمو اوردم بالا دیدم نیستش از پارک رفته بود دوباره به کارت نگاه کردم ته دلم حس میکردم قراره اتفاقای بدی بیوفته ولی مگه مهمه ؟
تا وقتی که پول داشته باشم هیچی مهم نیست حیحی
برگشتم خونه و روی تشک دراز کشیدم و به کارت نگاه کردم لبخندی زدم
+هیح گور باباش هر اتفاقی افتاد افتاد
شماره رو گرفتم بعد از ۲ تا بوق ی نفر جواب داد صدای بم کلفتی داشت تا خواستم حرف بزنم شروع کرد به حرف زدن
:برای ورود به بازی ساعت ۲ بامداد بیا به میدون (هرچی دوست دارید میتونید اسم میدونو بزارید ایده ای واسش ندارم😅💔)
+چرا انقدر دیر-...هااا!💢 تلفنو رو من قطع میکنی حرومزاده؟؟
نفس عمیقی کشیدم و ساعتو روی ۱ شب تنظیم کردم و تصمیم گرفتم تا اون موقع بخوابم که برای بازی سرحال باشم
(پرش زمانی ۲بامداد)
الان حدود ده دقیقست که اینجا وایسادم و کسی رو ندیدم عصابم داشت خورد میشد دیگه داشتم پشیمون میشدم همین که خواستم برگردم دیدم ی ون بزرگ مشکی جلوم وایساد
+چه عجب بالاخره اومدی
شیشه ماشینو داد پایین انتظار داشتم همون مرد کت شلواری رو ببینم ولی در عوض دو تا مرد درشت هیکل با لباسای قرمز عجیب و ماسکای که روشون شکل دایره داشت رو دیدم در ماشین رو باز کرد و با سر اشاره دادن سوار بشم ولی
+عامم میدونید چیه نظرم عوض شد بدهکار بودن اونقدرا هم بد نیست ها..ها ها( خنده استرس)
خواستم برگردم برم که یکی از پشت دستشو گذاشت رو دهنم و بلندم کرد و گذاشت روی یکی از صندلیای ون دستشو از روی دهنم برداشت و شروع کردم به داد زدن
+کمککک کمکممم کنیددد من هنوز جوونمم ارزووو دارمم-
با پخش شدن گاز توی ماشین هوشیاریمو از دست دادم و آخرین چیزی که دیدم افرادی بودن که بیهوش توی ماشین بودن
×لعنت بهش-
اینم از پارت دو امیدوارم خوشتون اومده باشه شرط پارت بعدی ۱۰ لایک ۵ کامنت
پارت دوم
با حرفش جا خوردم جدی داره میگه؟!
؟: میخوای دوباره بازی کنی ولی اینبار پول بیشتری ببری پولی که بتونی باهاش کل بدهیاتو پرداخت کنید و باهاش کل دنیا رو سفر کنی؟
با حرفی که زد نزدیک بود از خوشحالی بال دربیارم
+معلومه ...الان بازی میکنیم یا بعدا؟
با حرفم لبخند روی لبش نشست لبخندی که باعث شد تردید بزرگی ته دلم رخ بده
کارتی رو از جیبش درآورد و داد بهم جلوی کارت ی شماره بود و پشتش وایسا
سه تا شکل هندسه؟
مثلث مربع دایره؟
؟: اگر میخوای بازی کنی به این شماره زنگ بزن
نگاهی به شماره کردم شماره ی عجیبی بود فک کنم خارجی بود
+این شماره یکم... عه وا کجا رفت؟
سرمو اوردم بالا دیدم نیستش از پارک رفته بود دوباره به کارت نگاه کردم ته دلم حس میکردم قراره اتفاقای بدی بیوفته ولی مگه مهمه ؟
تا وقتی که پول داشته باشم هیچی مهم نیست حیحی
برگشتم خونه و روی تشک دراز کشیدم و به کارت نگاه کردم لبخندی زدم
+هیح گور باباش هر اتفاقی افتاد افتاد
شماره رو گرفتم بعد از ۲ تا بوق ی نفر جواب داد صدای بم کلفتی داشت تا خواستم حرف بزنم شروع کرد به حرف زدن
:برای ورود به بازی ساعت ۲ بامداد بیا به میدون (هرچی دوست دارید میتونید اسم میدونو بزارید ایده ای واسش ندارم😅💔)
+چرا انقدر دیر-...هااا!💢 تلفنو رو من قطع میکنی حرومزاده؟؟
نفس عمیقی کشیدم و ساعتو روی ۱ شب تنظیم کردم و تصمیم گرفتم تا اون موقع بخوابم که برای بازی سرحال باشم
(پرش زمانی ۲بامداد)
الان حدود ده دقیقست که اینجا وایسادم و کسی رو ندیدم عصابم داشت خورد میشد دیگه داشتم پشیمون میشدم همین که خواستم برگردم دیدم ی ون بزرگ مشکی جلوم وایساد
+چه عجب بالاخره اومدی
شیشه ماشینو داد پایین انتظار داشتم همون مرد کت شلواری رو ببینم ولی در عوض دو تا مرد درشت هیکل با لباسای قرمز عجیب و ماسکای که روشون شکل دایره داشت رو دیدم در ماشین رو باز کرد و با سر اشاره دادن سوار بشم ولی
+عامم میدونید چیه نظرم عوض شد بدهکار بودن اونقدرا هم بد نیست ها..ها ها( خنده استرس)
خواستم برگردم برم که یکی از پشت دستشو گذاشت رو دهنم و بلندم کرد و گذاشت روی یکی از صندلیای ون دستشو از روی دهنم برداشت و شروع کردم به داد زدن
+کمککک کمکممم کنیددد من هنوز جوونمم ارزووو دارمم-
با پخش شدن گاز توی ماشین هوشیاریمو از دست دادم و آخرین چیزی که دیدم افرادی بودن که بیهوش توی ماشین بودن
×لعنت بهش-
اینم از پارت دو امیدوارم خوشتون اومده باشه شرط پارت بعدی ۱۰ لایک ۵ کامنت
- ۱.۷k
- ۰۳ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط