سیلاممم بعد هفته ها

سیلاممم بعد هفته ها
زمان فیک پارت13
ج:ک نامجون نزدیکم شدو تو گوشم گفت
ن:ببین جلو دوستات کاریت ندارم مگرنه الان دوقلو حامله بودی
ج:با این حرفش اخمام رفت توهم ولی برگشتم دیدم رزی گوشش چسبیده بود به ما و فهمید که اون گوساله چی گفت😫
ر:هاننننن
نه منه رفیق منو تحدید میکنی با اون سیبیلت؟( ریدممم این ک ن سیبیل داره ن ریش)
ن:من ک سیبیل ندارم😐
ر:کی گفته؟ ی چند تا ته سیبیل داری
ن:تو اینه ماشین نگاه کردم کور شدم تا ی چند تا تار خیلی خیلی خیلی ریز نازک دیدم
ر:ها چی دیدی سیبیل داری؟ اگه نزنی شون از کله من بیشتر میشن
ج:ههه چتونه عین سگ گربه میپرید به هم
ل:هااا چی شده شوهر کردی طرف اونی هاننن بز🤬
ن:دیدم جنی سکوت کرد اما حواسش نبود که دستش رو پامه
پس منم از فرصت استفاده کردم دستشو کشیدم و🙈💋👩‍❤️‍💋‍👩
بعد دیدم رزی و لیسا موندن نگامون میکنن درحال 💋ی لبخند موفق امیزی زدم ک نگا چشم جنی کردم و یهو یکی مشت محکمی خابوند توی شکمم
عصبانی شدم خواستم بزنم نو صورت طرف که یهو.....
شرط
لایک 5
┈┈┈┈┈┈ⒽⒺⓁⓁⓄ┈┈┈┈┈
╭━━╮┈┈┈╭━━╮┈┈┈┈┈
┃╭╮┣━━━┫╭╮┃┈╭┳┳╮
╰━┳╯▆┈▆╰┳━╯┈┃┃┃┃
┈┈┃┓┈◯┈┏┃┈┈╭┫┗┗┃
┈┈┃╰┳┳┳╯┃┈┈┃┃╭━┃
╭━┻╮┗┻┛╭┻━╮╰┳━┳╯┃
سیلی این موش تو صورتت اگه فالو نکنی🤣┈┈╰━━━╯┈┈╰━┛┈┃┈
دیدگاه ها (۲)

وقتی میفهمم فردا تعطیله و من اون روز یا امتحان داشتم یا معلم...

رمان فیک پارت 14ن:عصبانی شدم خواستم مشت بزنم به طرف دستمو بل...

هاییییدلتون واسم تنگ شده نه😌🤣؟ خب بچه ها بعد از تموم کردن رم...

رمان فیک پارت 12بچه ها برای این گفتم فعالیت نمیکنم چون تا ی ...

رمان فیک پارت 9 شرط کامنت 30لایک 3تاج:داشتم کلافه میشدم که ی...

رمان فیک پارت 1 خب بچه ها واسه نامجون ن و واسه جنی ج میزارمج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط