از ماموریت که برگشت خوشحال بود

از ماموریت که برگشت خوشحال بود
پرسید:فرمانده گمراه کردن این ها چه فایده ای دارد
ابلیس گفت: امام اینها که بیاید عمر ما تمام میشوداین ها را غافل کنیم امامشان دیر تر می اید
پرسید :این هفته پرونده ها چطور بود
ابلیس گفت:مگر صدای گریه امامشان را نمیشنوی
دیدگاه ها (۱)

من می خواهم در آینده شهید شوم. برای اینکه... » معلم خنده اش ...

.

ما از دیدار امام زمان محروم شده ایم اماهیچکس از این تحریم صد...

واعظی پرسید از فرزند خویش هیچ میدانی مسلمانی به چیست؟صدق و ب...

پارت ۱۲ ..... حقیقت

وقتی میخواد بره سربازی part 1

پارت دهم: چهره‌ی خیانتکار 🥀🖤اتاق کنترل در سکوت فرو رفته بود....

🍷 شراب قرمزقسمت هفتم: خائنصدای قفل شدن در، داخل اتاق پیچید.ر...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت اول :کسانی که اساساً اسلام ...

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ¹صدای آژیر، سکوت سرد سحرگاه را در هم...

پارت ۴۱ آریانا با تعجب به جین خیره شده بود.ـ «اونا» یعنی کیا...

پارت ۴۴ صدای قدم‌های مدیر در راهروی بایگانی نزدیک‌تر شد.تق.....

نام: قرارداد نفرتPart:72صبح همان روز...اتاق پرونده‌ی اداره‌ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط