فیک دست نیافتی پارت ۲

فیک دست نیافتی پارت ۲
از زبان ات
تهیونگو از وقتی که برادرش به قتل رسید دیگه ندیدم هیچ خبری هم ازش ندارم فقط می دونم که رفته آمریکا و منو ترک کرده تا دنبال قاتل برادرش بگرده

یه خواهر داشتن به اسم چلسی آخرین بچه بود بهتره بگم بهترین خواهر شوهر دنیاس واسم مثل خواهر بزرگترم می مونه خواهری که هرگز نداشتم برام خیلی با ارزش و عزیزه همیشه کنارمه و مراقبمه الان اون تنها کسیه که تو این عمارت بزرگ یعنی خونه ی پدر شوهرم که سال ها پیش فوت کرده دارم اشک هامو تبدیل به لبخند و باعث میشه غم هامو فراموش کنم

از وقتی که جئونگ هیون مرد انگار تنها کوهی که می تونستم بهش تکیه کنم ازبین رفته و بد تر از اون رفتن تهیونگ منو تنها کرد

اما مامانشون... که مادر شوهرمه مشخص بود که از اول خیلی ازم خوشش نیومد چون تفاوت سنیه خیلی زیادی با پسرش جئونگ هیون داشتم و از قبل یه دختر دیگه که دختر عموشونه و اسمش سانا هست رو برای ازدواج با پسرش در نظر داشت

امروز تولد چلسیه و ۱۹ سالش میشه یه سال ازم بزرگ تره
دیدگاه ها (۱۲)

فیک بخاطر تو پارت ۷از زبان اتبا حرفش تو سرم جشنواره بود یه ل...

فیک دست نیافتنیاولی تهیونگدومی جئونگ هیونسومی اتچهارمی چلسیپ...

فیک دست نیافتنی پارت ۱از زبان اتداستان من از جایی شروع میشه ...

فیک بخاطر تو پارت ۶از زبان اتاز اتاقم اومدم بیرون ساکت بود ا...

زندگی مدفون شده

مه در میانه جنگل Part5

پارت نمیدونم چندم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط