واژه واژه این غزل را غرق مهرت میکنم

واژه واژه این غزل را غرق مهرت میکنم
دین و دنیای منی قصد سجودت میکنم
هستی و جانم تویی ، ای مظهر آرامشم
گاه گاهی بی جهت فکر نبودت میکنم

حرفی از رفتن مزن،جانم فدایت ای صنم
زندگی بی برم را نذر چشمت میکنم

عمر من،ای تو دلیل زندگی و هست من
بیت بیت شعر را مشحون بودت میکنم

شاعرم،اهل دلم،از عشق تو بنوشته ام
این غزل را سنگ فرش زیر پایت میکنم.
دیدگاه ها (۴)

ای قرار بیقراریهای منحاصل چشم انتظاریهای منتاب این بی تابی ه...

نشسته ام که برای دلم هوار کنمجواب کرده طبیبم، بگو چه کار کنم...

هر زمان می بینمت قلبم پریشان می شودچشم هایم در هوایت باز گری...

خلوت شبهای من با یاد تو تبدار شدگریه میکردم ک ماه اسمان بیدا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط