وقتی دیکی منی وجود ندارد
_وقتی دیکی منی وجود ندارد_
𝐏𝐀𝐑𝐓: 1꣡꣩
ویو ا.ت
سلام سلام من کیم ا. ت هستم، من دختری ۱۹ ساله از بوسان و همسر جئون جونگکوک.تقریبا ۱ ساله با جونگکوک ازدواج کردم، یه دوست صمیمی به اسم لونا دارم ما مثل آبجی میمونیم.
ویو جونگکوک
درود من جئون جونگکوک هستم کراش نصف ملت. ۲۴سالمه و من یک زن زیبا و کیوت به اسم ا.ت دارم و همونطور که میدونین داخل شرکت کار میکنم.
اگر از حساسیت هام بخوام بگم رو فرشتم خیلی حساسم نباید بدون گفتن به من کاری انجام بده چون تنبیه در راه داره
_کوک؟______(جوابی نگرفتم و دوباره صداش زدم) جونگکوک... دارم میام داخل
+ا.ا.ا.ت کمکم ک.کن (و بعد از حال میره)
ویو ادمین
پسرک ما مریضی داره که خیلی وقت بود اثری ازش نبود و جونگکوک هم دیگه پیگیری نکرد...
ویو ات
واییی جونگکوک چت شددد... من چکارر کنممم..
سریع زنگ زدم به اورژانس و با سرعت تمام به بیمارستان رفتیم
بیمارستان
همراه آقای جئون کیه؟
ا.ت:من،منم
~شما چه نسبتی با ایشون دارید؟
_من زنشم.. اتفاقی اوفتاده؟
~ایشون بیماری بدی دارن مثل ابنکه ایشون میدونسته ولی پیگیری نکرده این بیماری راستش نمیشه تشخیص داد ولی بیماری خفیف در عین این حال بدی دارن ولی نگران نباشید به محض اینکه متوجه بیماری ایشون بشیم بهتون اطلاع میدیم
_م.م.ممنون میتونم جونگکوک رو ببینم؟(بغض)
~بله اللته یک ربع دیگه میتونید ببریدش خونه برگه های ترخیصش رو بیارم؟
_ممنونم بله اگر میشه.
ویو ات
رفتم داخل اتاق پیش جونگکوک اونجا بغضم ترکید
کوککک هق هق چر.را ب.ب.هم نگفتیی مریض هستییی هق هق اگه نباسی نمیتو.نم بدون توو هققق لطفا بهم بگووو
+پ.پرنس.سم چرا گری.ه میک.نی؟
_فقط بیا بربم خونه کوکی
ویو خونه
ادامه دارد....
چطور شده؟ به حمایت نیار دارمممم
𝐏𝐀𝐑𝐓: 1꣡꣩
ویو ا.ت
سلام سلام من کیم ا. ت هستم، من دختری ۱۹ ساله از بوسان و همسر جئون جونگکوک.تقریبا ۱ ساله با جونگکوک ازدواج کردم، یه دوست صمیمی به اسم لونا دارم ما مثل آبجی میمونیم.
ویو جونگکوک
درود من جئون جونگکوک هستم کراش نصف ملت. ۲۴سالمه و من یک زن زیبا و کیوت به اسم ا.ت دارم و همونطور که میدونین داخل شرکت کار میکنم.
اگر از حساسیت هام بخوام بگم رو فرشتم خیلی حساسم نباید بدون گفتن به من کاری انجام بده چون تنبیه در راه داره
_کوک؟______(جوابی نگرفتم و دوباره صداش زدم) جونگکوک... دارم میام داخل
+ا.ا.ا.ت کمکم ک.کن (و بعد از حال میره)
ویو ادمین
پسرک ما مریضی داره که خیلی وقت بود اثری ازش نبود و جونگکوک هم دیگه پیگیری نکرد...
ویو ات
واییی جونگکوک چت شددد... من چکارر کنممم..
سریع زنگ زدم به اورژانس و با سرعت تمام به بیمارستان رفتیم
بیمارستان
همراه آقای جئون کیه؟
ا.ت:من،منم
~شما چه نسبتی با ایشون دارید؟
_من زنشم.. اتفاقی اوفتاده؟
~ایشون بیماری بدی دارن مثل ابنکه ایشون میدونسته ولی پیگیری نکرده این بیماری راستش نمیشه تشخیص داد ولی بیماری خفیف در عین این حال بدی دارن ولی نگران نباشید به محض اینکه متوجه بیماری ایشون بشیم بهتون اطلاع میدیم
_م.م.ممنون میتونم جونگکوک رو ببینم؟(بغض)
~بله اللته یک ربع دیگه میتونید ببریدش خونه برگه های ترخیصش رو بیارم؟
_ممنونم بله اگر میشه.
ویو ات
رفتم داخل اتاق پیش جونگکوک اونجا بغضم ترکید
کوککک هق هق چر.را ب.ب.هم نگفتیی مریض هستییی هق هق اگه نباسی نمیتو.نم بدون توو هققق لطفا بهم بگووو
+پ.پرنس.سم چرا گری.ه میک.نی؟
_فقط بیا بربم خونه کوکی
ویو خونه
ادامه دارد....
چطور شده؟ به حمایت نیار دارمممم
- ۳.۸k
- ۲۵ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط