سلامتی بابایی که دختر کوچولوش زنگ زد بهش گفت بابا داری می

سلامتی بابایی که دختر کوچولوش زنگ زد بهش گفت بابا داری میای خونه پاستیل میخری؟
ولی وقتی جیبشو نگاه کرد و دید نمیتونه؛
ماشینشو زد کنار خیابون آروم پیاده شد و با خجالت گفت:
آزاادی... آزااادی ۲ نفر...
دیدگاه ها (۱)

ب افتخاره ابانیا....خودم ابانیم

سخته نه؟؟؟.ساعت 01:00 شب وسط کلی لوس بازی های عاشقونههزار مد...

حتما بخونید خیلی عبرت بر انگیزه.مخصوصا جوان هامحمد پسری پولد...

احْساسْ را فَلَکْ نَکُنیم این طِفل ِ مَعصوم چه می دآند مَنْط...

«فصل۲ The magic of lov » part ۸۰قطع شد.. به تاریخ گوشیم زل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط