سلامتی بابایی که دختر کوچولوش زنگ زد بهش گفت بابا داری می
سلامتی بابایی که دختر کوچولوش زنگ زد بهش گفت بابا داری میای خونه پاستیل میخری؟
ولی وقتی جیبشو نگاه کرد و دید نمیتونه؛
ماشینشو زد کنار خیابون آروم پیاده شد و با خجالت گفت:
آزاادی... آزااادی ۲ نفر...
ولی وقتی جیبشو نگاه کرد و دید نمیتونه؛
ماشینشو زد کنار خیابون آروم پیاده شد و با خجالت گفت:
آزاادی... آزااادی ۲ نفر...
- ۶۹۸
- ۰۷ مهر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط