من و تو

من و تو
من و تو
در فاصله
یک نگاه ایستاده ایم.
مبهوت و حیران ،
برای رسیدن به تو ،
یک راه است
آنهم گناه است!
سنجاق سرت
در حوالی گیسوانت،
هر روز
دستی غریب
پرسه می زند.
مرا ببین،
که به سنجاق سرت بدبینم. ...
دیدگاه ها (۱)

قطار می رودتو می رویتمام ایستگاه می رودو من چقدر ساده امکه س...

پرواز کرد ...!و دسته گلی از سرزمین عشق ،به عمیق ترین لبخندی ...

بالا و پاییــــن بسـته بودی دکـــــمه هایــــــت را!گــُم کر...

دوباره...باغ گوشواره های بابابزرگ ...همان سالار قصه های قدیم...

ستاره‌ها همیشه برای آرزوها نیستند...بعضی ستاره‌ها فقط چراغ‌ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط