گم شدن در کوچه های بی کسی ...حقم نبود

گم شدن در کوچه های بی کسی ...حقم نبود
وای این دلشوره ها ...دلواپسی... حقم نبود

گفته بودم......دوستت دارم......نکردی باورم
بارها تفتیش کردن.............وارسی حقم نبود

دامنی از گل برایت هدیه آوردم........ولی
این چنین پر پر شدن چون اطلسی.....حقم نبود

من که تنها هم نشینم .......اشک و یک آیینه بود
بی وفایی،،هم نشینی بابی کسی.....حقم نبود

گفته بودی تا نفس..........تا آخرین دم با منی
اینکه حالا .........بعد مرگم میرسی حقم نبود..!!!
دیدگاه ها (۱۸)

ســکـوتـــــم رو دوسـتـــــ دارم ،چـــــون در آن گـلـه ای نـ...

.

چه سریع روزا شد سپریمن شدم تنها پسریکه روت کلید نمیکردالکی ف...

•●ﺗﻨﻬﺎﯾـــے ﯾﻌﻨــــے:•●ﻫﻨـﺪﺯﻓـﺮﯾـﺖ ﺍﺯﺕ✧ﺟﺪﺍ✧ﻧﺸـــﻪ !•●ﻫﻤـﯿﺸــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط