زندگیپرمعنا

#زندگی_پر_معنا

P27

جیمین اومد.....

@:ا.ت.....ا.ت کو؟ (نگران)

=:جیمینی آروم باش
بردنش بخش...

@:کی سر ا.ت داد زده ها بگووو(داد)

=:آروم. (عربده)

یکی از همکاراش..

@:خب تو اونجا چیکاره بودی هان(داد)


=:خودمم تازه فهمیدم

..........................،،،،،

<<ویو وقتی که ا.ت مرخص شد>>


=:(بازوی ا.ت رو گرفته بودم و از ماشین پیاده کردیم و وارد عمارت کردیم)


+:میشه ولم کنین..... (بیحال)

@:چجوری میتونیم ولت کنیم آخه هنوز بی‌حالی...

=:راست میگه..

+:ولم کنین میخوام برم بخوابم.....

=:باش.... من میرم دارو هایی که دکتر داده رو بگیرم...

+:..........

............................................
ویو کوک


درحال قدم زدن بودم که یکی از پشت بغلم کرد.دوست دختر سابقم بود...


ادامه دارد.....
دیدگاه ها (۰)

#زندگی_پر_معناP28ویو کوکدرحال قدم زدن بودم که یکی از پشت بغل...

میشه لایک کنی مهربون

#زندگی_پر_معناP26سرمو گرفته بودم لای دستام که دکتر اومد...=:...

انیوگ گایزرمان عشق دختر باز من هرکاری میکنم ویسگون نمیزاره ی...

فیک مافیای سیاه من part 2

تهیونگ تک پارتی غمگینا/ت : سلام من ا/تم و ۲۰ سالمه ، من و ته...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط