سپردم دست چشمانت شروعِ عشقبازی را

سپردم دست چشمانت شروعِ عشقبازی را
بخوان با من که محتاجم سرود دلنوازی را

نشستی روبروی من ، تلاقی گُم شده در ما
کسی جز من نمی فهمد غم خطِّ موازی را

دلم می خواست دستانت چراغ هر شبم می شد
کنارت تکیه می دادم درخت بی نیازی را

همیشه در خیال خود تو در آغوش من هستی
چه استادم در این شب ها به یادت صحنه سازی را

برای جشن مرگِ من به گُل هیچ احتیاجی نیست
تبسّم کن که بسپارم به چشمت عشقبازی را
دیدگاه ها (۲)

سپردم دست چشمانت شروعِ عشقبازی رابخوان با من که محتاجم سرود ...

سپردم دست چشمانت شروعِ عشقبازی رابخوان با من که محتاجم سرود ...

سپردم دست چشمانت شروعِ عشقبازی رابخوان با من که محتاجم سرود ...

سپردم دست چشمانت شروعِ عشقبازی رابخوان با من که محتاجم سرود ...

سپردم دست چشمانت شروعِ عشقبازی رابخوان با من که محتاجم سرود ...

سپردم دست چشمانت شروعِ عشقبازی رابخوان با من که محتاجم سرود ...

عاشقتم ..

سلام عزیزای دل لطفا لایک بازنشر فراموش نشه با تشکر ✈️❀‌‌‌‌‌‌...

😘❤️💔😘پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، ...

golo

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط