برای زمین

برای زمین
لباس عروس می‌دوزند ابر‌ها ..
از پشت پنجره نگاه می‌کنم
همیشه می‌خواستم در برف با تو زندگی کنم
برایت آدم برفی‌های کوچک به دنیا بیاورم
و بنشینم
شالگردن بلندی ببافم
با نفس‌هایم ..


{ فرناز خان محمدی }
دیدگاه ها (۱۳)

تقویم دل مننسبتی با تقویم های جهان ندارد…میانِ برگ ریزان ِخز...

یک روز سطری از این شعرمثل سوت قطاری از کنار گوشَت عبور می‌کن...

زیبا ، شیرین" آرام جانی "خندان خندان دل می ستانیغزلخوان ، گل...

آدم با " ها "چه کارها که نمی کند ؟با " ها "دست هایش را گرم م...

پارت نوزدهمزمستان سردی بود. شب. برف پشت پنجره‌ی اتاق‌شان آرا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط