اغلب که شروع می شود

اغلب که شروع می شود
یک عاشقانه
قسم می خوریم
قسمِ تا ابد ماندن
تا ابد خواستن
تا یک روز
او که اول قسم می خورد
اول می رود
حالا این که که اول است و که دوم
زیاد فرقی هم ندارد
فرق آنجایی ست که یکی یادش می رود
اصلا یادی نداشته از آن همه قسم که حالا بخواهد فراموش کند
و یکی یادش می ماند
قسم ها را
حرف ها را
و درد از همانجایی آغاز می شود
که راه می رود تکرار می کند
هذیان می گوید
کابوس می بیند
که مبادا او بوده
که قسمش قسم نبوده
که مبادا که مبادا که مبادا…
.
می دانی بانو !
دست بر دهانِ کلام هایی که
با قسم شروع می شود باید گذاشت
تا لال شوند
بمیرند اصلا
که دیگر نشوند آفت
که نشوند شیطانِ رانده شده از
عشق
که نشود بلایِ
خانمان خراب کن
می دانی !
عاشقانه اگر عاشقانه باشد
ماندن اگر ماندن
دل
گواهِ همه ی قسم هایِ
نگفته
می شود!
دیدگاه ها (۱۳)

کاش زندگی باهامون کاری نکنه که خودمونو مستحق حال بد و غم بدو...

ایهامیعنی یک بغض!یک بغض که نه گریه میشود و نه خورده میشودنه ...

چـِرا همیشه بِگوییم لعنت بر تمامِ کسانی که وارد زندگیمان شدن...

من پُرم از خاطرات و قصه های کودکیاین که روباهی چگونه می فریب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط