عمری ست که پابند کویرم مادر

عمری ست که پابند کویرم مادر
در چنگ شب و درد اسیرم مادر
غم های مرا به شانه هایت نسپار
بگذار به درد خود بمیرم مادر

#مریم_حقیقت
دیدگاه ها (۳)

دنیا که به پایان رسیدرؤیاهادنیایی دیگر خواهند ساختو خنده ی ت...

سکوت می‌کنم و عشق، در دلم جاری استکه این شگفت‌ترین نوع خویشت...

بیا که بار دگر گل به بار می‌آیدبیار باده که بوی بهار می‌آیدد...

شکوفه‌هایی که از بهار می‌گوینددروغ های طبیعی‌انددر سفره‌های ...

✍✍✍تار شد هفت‌آسمان‌ِمن بیا مهتاب کن عکسِ احساس‌ِمرا بر خانه...

وقتی بعد از چهار ماه جنگیدن ، دوندگی و خون دل خوردن از بی رح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط