صبح و ظهرش رانمی دانم فقط این را بدان

صبح و ظهرش رانمی دانم فقط این را بدان

صبح و ظهرم شب شد و با رفتنت تاریک شد
دیدگاه ها (۳)

وقتےڪسی دل ڪند ورفت حتے اڪَه تمام زندڪَیت پرباشه از رد پاشبا...

تماشا ڪــڹ ایــڹ لحظہ‌هـایـی رو ڪہدارڹ خیس میشڹ چشام رو بہ ر...

بی تعارف بگویم! حماقت است اگر فکر کنی با پاک کردن شماره ش ...

روز و شبفکر تو یک لحظه رهایم نکندمن به زندان توامیا که تو زن...

«شب که از راه می‌رسد، سکوتِ خانه از سکوتِ جهان سنگین‌تر می‌ش...

«شب که از راه می‌رسد، سکوتِ خانه از سکوتِ جهان سنگین‌تر می‌ش...

می‌دانم که تو نیز شب‌هایی را در زندگی‌ات تجربه کرده‌ای که گو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط