پارت ۱۴ رمان ملک قلبم

پارت ۱۴ رمان ملک قلبم


ارسلان، چرا گریه میکنی

دیانا، گلوم خیلی درد میکنه،،با گریه،،

ارسلان، گریه نکن الان سرومتو میزنه زود
خوب میشه . دلم براش سوخت .،،از ارسلان بود،،

دیانا، هق هق هق هق

ارسلان، اینجوری گریه نکن با پشت دستم اشکاشو پاک کردم گریه نکن دیگه

دیانا، دیگه گریه نکردم

پرستار، عزیزم آستین لباستو بده بالا

دیانا، آستین لباسمو دادم بالا کشو بست داشتم نگاه میکردم که ارسلان جلو چشما گرفت دروغ چرا میترسیدم

ارسلان، از تو چشاش فهمیدم میترسع دستمو جلو چشاش گرفتم کا بهم نگاه کرد

دیانا، بهش نگاه کردم و لبخندی شدم که با وارد شدن سوزن تو دستم لبخندم محو شد
دیدگاه ها (۱۵)

🔪🌀وقتی دستت برید و بهش نگفتی🌀🔪درخواستییساعت10 شبامروز  شوگا ...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part7ترسیدم رفتم سمتش من:خوبی؟یهو سرشو آورد ب...

~~~~~(عشق ممنوعه)~~~~~~ ...

انتقام در لباس عشق:)پارت 1(ویو جونگ کوک)(فلش‌بک به پنج سال آ...

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪖 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی میخواد بره سربازی ...⛓️‍💥💚 ╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓...

ددی خشن من

name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼.Season:¹part:⁴....

شب تولدم پارت 16&: ات بیا بگو چیکار کنیم خب ات: نمیدونم جیمی...

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : eighteenویوی جونگ کوک :احساسات‌م...

چند پارتی کوک پارت ³ویو کوک کل راح ا.ت روی پاهام خوابیده بود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط