سردم شده است و از درون می سوزم

سردم شده است و از درون می سوزم

حالا شده کار هر شب و هر روزم

تو شعر مرا بپوش سرما نخوری

من دکمه ی این قافیه را می دوزم
دیدگاه ها (۴)

عشق یعنی مستی و دیوانگیعشق یعنی با جهان بیگانگیعشق یعنی شب ن...

دستور زبان عشق دست عشق از دامن دل دور باد!می‌توان آیا به دل ...

وقتی حصار غربت من تنگ می شودهر لحظه بین عقل و دلم جنگ می شود...

همچون مسافریاز پس سال های دور ، پشت در خیالت مانده ام …یک شب...

گر مرا ترک کنی من زِ غمت می سوزم 🌸آسمان را به زمين جان خودت ...

(آروم و قرار ندارممثلِ اَبرِ نوبهارمسَرَمو یه روز رو خاکِسُر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط