گریه می کرد گرگ! وقتی دید سگ به خاطر تکه استخوانی لگد های

گریه می کرد گرگ! وقتی دید سگ به خاطر تکه استخوانی لگد های چوپان را تحمل میکند!
دیدگاه ها (۱)

#داستانک‹‹ حلاج گرگ بودم! ››حلاجی از شهر برای کار حلاجی به د...

#حکایت_قدیمی روباه عاشق خری شده بود که هر روز کنار رودخانه آ...

🚩 داعش شروع به تهدید علیه اسپانیا کرد✍داعش فقط در راستای اسر...

🌷مثل آسمان باش...با آن عظمت، هر از گاهی گریه میکندتا از غمش ...

رسیدی به پله‌های آخر بهشت.یه پله مونده.خدا می‌گه: می‌بخشیش؟م...

🌱اگر پدرم بچه های خوبی تربیت کرد به خاطر سختی هایی بود که بر...

تا می توانید خوبی کنید !

دلیل حذف درس حسنک؛ تصمیم کبری؛فطرس؛کوکب خانم؛دهقان فداکار ؛چ...

‏ ترامپ افشاگران جنگ علیه ایران را  «سگ‌های کثیف» خطاب کردت...

اسم رمان: هیچ وقت ترکت نمیکنمپارت ۱:*درخواستی* ویو راوی:+ نه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط