صبحےدیگر رسید

صبحےدیگر رسید
و من در انتظار تو چشم میگشایمـ
و دلم لبریز استـــ
از دیدن خورشید
جانم تا جان ببخشد
و ذوب کند یخهاےکسالت و اندوه را
تو با چشمانت زندگے
و شادے را برایم به ارمغان مےآورے
ساده مےآیے
و پر شکوه
و چه میدانے از غوغا و بلوایے
که بپا میکنے
دردرونم .....
چشانم سخت تورا میجویند
ای جارے زلال ...
. اے تابیده بر دلت مهر....
و من باز هم از دستانتـ
شکوفه مهربانے میچینم امروز . ....

صبح بخیــــرخدا...
دیدگاه ها (۲۱)

صبحی دیگر رسید و من در انتظار تو چشم میگشایمو دلم لبریز است ...

صبحی دیگر رسید و من در انتظار تو چشم میگشایمو دلم لبریز است ...

صبحی دیگر رسید و من در انتظار تو چشم میگشایمو دلم لبریز است ...

صبحی دیگر رسید و من در انتظار تو چشم میگشایم و دلم لبریز است...

صبحی دیگر رسید و من در انتظار تو چشم میگشایم و دلم لبریز است...

شب بخیر نگفتم ولی در عوضش

صبحی دیگر رسید و من در انتظار تو چشم میگشایم و دلم لبریز است...

صبحی دیگر رسید و من در انتظار تو چشم میگشایم و دلم لبریز است...

صبحی دیگر رسید و من در انتظار تو چشم میگشایم و دلم لبریز است...

همیشه سبز با طراوت شاداب *Arvij *

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط