چند پارتی

چند پارتی
پارت ۱
عمارت جئون در سکوت مرگباری فرو رفته بود
همه میدونستند اوضاع بده اونم خیلی
در عمارت باز شد قامت جونگکوک نمایان شد و بدون اینکه حتی سرش رو بالا بیاره به سمت طبقه بالا رفت
در اتاقش رو باز کرد و به داخل اتاق رفت کتش رو درآورد و انداخت گوشه تخت و خودش هم رو مبل تک نفره چرمی اش انداخت سرش رو عقب داده بود و چشماش رو بسته بود
بعد چند دقیقه سرش رو بالا آورد و به میز کوچیکی که روش چند تا عکس و یک لیوان که نصفش پر بود از ویسکی نگاهی کرد آروم یکی از عکس ها رو برداشت و نگاهی به عکس کرد
دختر با لباس ساحلی کنار ساحل وایساده بود یکم از موهاش به خاطر بادی که می‌وزید روی صورتش بود و با لبخند بزرگی به دوربین نگاه میکرد
جونگکوک:کجایی؟
صدای خش دار و خسته جونگکوک خودش هم متعجب کرد یه نفس عمیقی کشید عکس رو گذاشت رو میز و لیوان ویسکی رو برداشت
چند ساعت بعد دوباره در عمارت باز شد اینبار گانگ چول بود زیر دست و یکی از افراد قابل اعتماد جونگکوک
گانگ چول با سرعت رفت سمت اتاق رئیسش چند تکه به در زد که با صدای بم و خشدار جونگکوک که گفت«بیا»در اتاق رو باز کرد
گانگ چول: رئیس نشونه های جدیدی از خانم ‌پیدا کردین
جونگکوک بدون مکث گفت
جونگکوک:بگو!
گانگ چول آروم سمت جونگکوک رفت و عکس های جدید از کسی که جونگکوک خیلی وقت پیش دلش رو بهش باخته بود رو رو میز گذاشت جونگکوک سریع عکس ها رو برداشت
با دیدن عکس ها اخم ریزی بین ابرو هاش پدیدار شد اما چشماش از تعجب و ناراحتی گرد شده بود دختری که تو عکس بود هیچ شباهتی به دخترش نداشت دخترش آنقدر شکسته نبود
جونگکوک پاشد و کتش رو از رو تخت برداشت و رفت سمت در
جونگکوک:بریم
گانگ چول زودی همراه جونگکوک رفت سمت ماشین

اسلاید دوم و سوم عکس از ا.ت کنار ساحل
دیدگاه ها (۰)

چند پارتیپارت ۲ماشین با سرعتی سرسام‌آور در جاده‌ی ساحلیِ خلو...

چند پارتیپارت ۳لرزشِ خفیفی در دستانِ جونگکوک پیچید، اما نه ا...

ملکه#شیطون#من#پارت#۲۶

ملکه#شیطون#من#پارت#۲۵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط