قبل از اين که بخواهي

قبل از اين که بخواهي
در مورد
من و زندگي من قضاوت کني
کفش هاي من را بپوش
و در راه من قدم بزن
از خيابان ها دشت ها کوچه هايي گذر کن که من گذر کردم
اشک هايي را بريز که من ريختم
درد ها و خوشي هاي من را تجربه کن
سالهايي را بگذران که من گذراندم
رو سنگ هايي بلغز که من.لغزيدم
دوباره دوباره
برخيز و در همان راه سخت قدم بزن
همان طور که من انجام دادم
بعد آن زمان ميتواني در مورد من
قضاوت کني...
دیدگاه ها (۲)

ادامه پارت بعدی

تو قبل از این که بخواهی در مورد من و زندگی من قضاوت کنی؛کفش ...

کفشهای من را بپوش و از خیابانهایی گذر کن که من کردم،اشکهایی ...

قضاوتقبل از اینکه بخواهی در مورد من و زندگی من قضاوت کنیکفش ...

قبل از این که بخواهی در مورد من و زندگی من قضاوت کنیکفشهای م...

√ قبــــــــل از اینـکه بخواهی در مورد من و زندگی من قضـــــ...

قبل از این که بخواهی در مورد من و زندگی من قضاوت کنیکفشهای م...

قبل از این که بخواهی در مورد من و زندگی من قضاوت کنی کفشهای ...

قضاوت دروغ بس است باطن ادمهارا بببنید نه ظاهرشان را ......وق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط