بمان قرار دلم، خانه ام نکن ویران
بمان قرار دلم، خانه ام نکن ویران
که رقص چادر مشکی، به پا کند طوفان
شبیه کودک تب کرده ای به بالینم
تمام شهر به حال دلم کند اذعان
تمام هستی من بند چادر تو شده
چه بند راحت و دنجیست بند این زندان
صداش شعر من و چهره ی تو تصویرش
به لحظه ای بشود پرفروش هر اکران
قیامتی بکند رفتن تو از این شهر
شود عزای عمومی،سه سال در تهران....
که رقص چادر مشکی، به پا کند طوفان
شبیه کودک تب کرده ای به بالینم
تمام شهر به حال دلم کند اذعان
تمام هستی من بند چادر تو شده
چه بند راحت و دنجیست بند این زندان
صداش شعر من و چهره ی تو تصویرش
به لحظه ای بشود پرفروش هر اکران
قیامتی بکند رفتن تو از این شهر
شود عزای عمومی،سه سال در تهران....
- ۱.۴k
- ۱۲ تیر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط