تو هر غروب ، نظر می کنی به خانه ی من دریغ ! پنجره خاموش و

تو هر غروب ، نظر می کنی به خانه ی من دریغ ! پنجره خاموش و خانه تاریک است هنوز یاد مرا پشت شیشه می بینی که از تو دور ، ولی با دل تو نزدیک است نادر نادرپور
دیدگاه ها (۲)

سال نو مبارکــــــ ...🎉 🌹 🎊 ⏰ . امیدوارم سالِ خیلی خوبی داش...

گـٌــرگ باش تا محتاج نوازش نباشے گرگ یعنے ارتش تڪ نفـــره تن...

گـــرگ باش تا محتاج نوازش نباشے گرگ یعنے ارتش تڪ نفـــره تنه...

شدم یه مریض ⇖ ♞ْکه توی ☞lCU☜ نیست ♜ √⇛اما روی کاناپه .....!⇚...

چطور می‌شود از میانِ کلمات و صفحه‌های شیشه‌ای،یک روح، چنان ب...

«خانه، دلتنگِ غروبی خفه بود» مثل امروز که تنگ است دلم؛ نه بر...

مرا توبی‌سببینیستی.به راستیصِلَتِ کدام #قصیده‌ایای #غزل؟ستار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط