تو هر غروب ، نظر می کنی به خانه ی من دریغ ! پنجره خاموش و

تو هر غروب ، نظر می کنی به خانه ی من دریغ ! پنجره خاموش و خانه تاریک است هنوز یاد مرا پشت شیشه می بینی که از تو دور ، ولی با دل تو نزدیک است نادر نادرپور
دیدگاه ها (۲)

در شیبِ خاموشِ غروبِ ،اندوه آرام‌آرام از شانه‌های شهر بالا م...

«کاش خداحافظی نمی‌کردی، و می‌رفتی؛ من عمرئ‌ست خداحافظی تو را...

عاشقانه های شبنم درکنارزندگیم

پدرم نیست ...

«دلم دارد می‌میرد. تو نمی‌ایی. برف‌ها اب شده‌اند و هیچ‌کس نا...

وقتی لب تو خنده زد

عاشقانه های شبنم

گاهی آدمنه از رفتنِ کسی شکایت دارد،نه از ماندنِ خاطره‌ای...ف...

.صدایت، طنینِ زندگی‌ست در کویر خاموشِ دلمهر واژه‌ات، نسیمی‌س...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط