Part

Part⁷
_ من دیگه اون پسری نیستم که عاشقت بودم البته عشقی که بهت داشتم یه عشق فیک بود(فیک لاو بی تی اس 🤣) به هر حال اینجا پایان زندگی توعه
جونگ‌کوک سعی کرد ات رو هول بده تا از پشت بام بی افتد ولی ات فرصتی پیدا کرد تا فرار کند؛ با تمام توان فرار میکرد و صدای قدم های جونگکوک رو می‌شنید
ولی جونگ‌کوک نتونست اونو بگیره و ات فرار کرد و چیزی درون قلب ات مُرد.‌‌‌.‌‌‌. :)

" یک سال بعد"
ات دیگه قربانی نبود؛ نه برای جونگ‌کوک و نه برای هیچ فرد دیگری؛ ات... تصمیم گرفت کاری کند که جونگکوک همان ترسی را حس کند که خودش حس کرده بود... انتقام به آرامی شروع شد....
ات هرچیزی که می‌توانست از جونگ‌کوک پیدا کرد.‌‌..
ارتباط ها؛ فعالیت ها؛ راز هایی که پنهان کرده بود و...
جونگ‌کوک ما فک میکرد که ات نابود شده ولی ات فقط ساکت بود... ساکت اما خطرناک!!
ات به آرامی کار هارو شروع کرد و شایعه هایی درباره جونگ‌کوک درست می‌کرد و جونگ‌کوک هروقت ات شایعه هارو میدید از درون عصبانیتش فروپا می‌شد جوری که حتی اگه کسی رو بکشه آروم نمیشد‌...

+ من اولین سند مهم علیه جونگ‌کوک را جایی منتشر کردم که همه آن را می‌دیدند؛ کاری کردم اعتبارش زیر سوال برود
_ این عوضی کیه؟؟ یعنی کی میتونه این کار هارو با من بکنه؟ نکنه... ن...نه نه.... نکنه اون ات باشه؟؟
دیدگاه ها (۰)

Part⁸ ...

Part⁹ ...

Part⁶ ...

Part⁵ ...

#عشق زیبای من Part20(پارت اخر) کوک:ات میدونم الان وقتش نیس ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط