غم بی‌حساب بود و کسی باورش نشد

غم بی‌حساب بود و کسی باورش نشد
حالم خراب بود و کسی باورش نشد

لبخند می‌زدم که نفهمند تنهام
شادی نقاب بود و کسی باورش نشد

گفتند این و آن که بگو دوست داری‌اش
وصلش سراب بود و کسی باورش نشد

گیرم بهشت بود، مرا از بهشت او
قسمت عذاب بود و کسی باورش نشد

پرسید با کنایه که : من گفته‌ام بمان؟! 
این خود جواب بود و کسی باورش نشد

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
عۣۗـۙشۣۗـۙقۣۗ 💍❤
‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
دیدگاه ها (۰)

#عکس_نوشته_عاشقانه

#عکس_نوشته_عاشقانه

آشفته و شیدایمدیوانه و مجنونمدیوانه ی آن بوسهخواهانِ همان لح...

من با ذره ذره قلبم..!♥️با هر دم و بازدمم دوستت دارم میدانم ک...

پارت دهمممممم

ص ۶۸امدن آزاده تمام معادلاتم را به هم ریخت  باورش برایم‌ مشک...

Empire of the Six Towers:Lawyers' Battleامپراطوری شش برج : ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط