دوست داشتنت

دوست داشتنت
به روییدن ستاره بر سنگ می ماند،
به چیدن انگور از مزارع ماه،
همان قدر دور،
همان گونه بی فرجام!
خواستنت سیب نیست که بچینم،
اشک نیست که بریزم.
اینکه در میانه جنگ دلت بخواهد زمان بایستد،
گلوله بایستد،
باد بایستد،
تا نفسی بی دغدغه،
بی هراس دقایق بعد،
از پشت این خاکریزهای خسته گریز
بزنی به دشتهای خوشبخت
که سر بگذاری بر شانه تاکستان و
هوای خانه مست ات کند.
خودت انتخاب کنی از کجای کدام خواب بیدار شوی
که سر از محال آغوش اش در بیاوری
و یک عمر تشنگی را های های بباری.
دوست داشتنت درنگ شیرینی ست
در چای سرد هر روزه ام،
بی صدا حل می شود.
دیدگاه ها (۳)

تو کنار من و من از همه آرام‌ترم !تو به یاد من و من فکر رها س...

‏چای ریختم،یک نبات نی‌دار گذاشتم تو استکان و شروع کردم آروم ...

کسانی که میگویند همیشه کنارتم؛ رفتن تک تک شان را تماشا خواهی...

گاهـــــــــــے... باید قبول کنے دستانش مــال تـــو نیست ام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط