تو پژواک آهنگین خُنیاگرانی،

تو پژواک آهنگین خُنیاگرانی،

همان افسانه‌ بِکر جنگل‌های تودرتوی مه‌آلود،
همان رایحه یکریز باران در ازدحام مرموز درختان،

تو همان حس نیایش رنگین‌کمانی بعد از زایش باران،
همان قصه‌ زاده شدن یک رود از مادر کوهستان،

تو همان افسانه باران های نیامده بر تن خشک بیابان های محسوری...


#ارس_آرامی
دیدگاه ها (۱)

دوستت دارم مانند " انار" از بیرون تنها من دیده می‌شوم،ولی در...

دست هایم از انتظار تو یخ زدسرما بهانه بود !#ارس_آرامی

عازم کوچه معشوق شدم، خواجه پیرحذر داد که "سر می‌شکند دیوارش"...

با ما شبی را به سَرکن،بی شک باز هم یک شب هزار شب نمی‌شود!!#ا...

سایه‌های کلاغپارت بیست‌وهفتم | قبرستان کلاغساعت ۱۱:۴۷ شببارا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط