وقتی بچه بودم

وقتی بچه بودم
هیچوقت با مداد رنگی کمرنگ کنار نمیومدم
همیشه دنبالِ بهترین مارک بودم
تا پررنگی رو تو نقاشیام حس کنم
هنوزم شخصیتم همینه
با آدمای کمرنگ کنار نمیام
یا تو زندگیم خودشونو پررنگ میکنن
یا کلا پاک میشن .......
دیدگاه ها (۰)

دلبرِ چشم‌قشنگِ من…بورکِ نازِ من 🧿بعضی آدما یه جوری وارد زند...

part59. . اخر دفترچرو نگاه کرد، چند برگه کنده شده بود یعنی ...

جئون جانگ کوک فرشته ی آرمی هاگلدن مکنه کیوتی عشق من روزت مبا...

سناریو مایکی {جنگل چشمات} دختر کوچولو با مظلومیت به دور و بر...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 15چطور شده که جئون ج...

پارت هجدهم 《Custom kiss》 اجوشی دستا...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①①_بخش دوم_کی اشک هایم جاری شد؟ن...

__🐰:استی!! تولدتون مبارک!! مطمئنم تا الان این تبریک رو بارها...

سناریو ایزانا

اسم فیک = " محو اقیانوس نگاهت "پارت " 55 | پایانی "" ویو پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط