تو منو خیلی رویایی دوست داشتی

تو منو خیلی رویایی دوست داشتی
و من دیوونه ی همین حس هات بودم
اما خانوادت مخالف رابطت با من بود..
و تو این رو باور نداشتی.

مادرت بارها با حرفاش دل من رو از بودن با تو ترسونده بود.این شد که از تو بدون اینکه چیزی بفهمی فاصله گرفتم
تو منو خیلی رویایی دوست داشتی به خاطر همین از من دلخور شدی ...
با من سرد شدی خیلی..
و یک روز به این نتیجه رسیدی که
درست مثل همیشه،
از اولش هم
حق با مادرت بود...
دیدگاه ها (۲)

گر هیچ مرا در دلِ تو جاست بگوگر هست بگو، نیست بگو،راست...

به کجا روم ز دستت که نمیدهی مجالی ...

اغلب دعواها، قهرا بیخودی پیش میان یعنی دو طرف بی حوصله ان، خ...

چو شب به راهِ تو ماندم که ماهِ من باشی...

لینو

part61 عشق پنهان《ویو جونگ کوک》 احساس میکنم ات رو توی این عما...

Part: LastThe name of the story: My cold CEO(مدیر عامل سرد م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط